بیا برقصیم
که در این خرابات
گریستن
گرد و خاکی هم بلند نمی کند
![]()
در خرابه پرهیاهوی هر روز
اسطوره ای می خوانم
در سکوت خاک گرفته سرد هر شب
افسانه ای
رویایی می سازم
در آن مستانه چرخ می زنم شاد
صبح می شود
در خرابه پرهیاهوی هر روز
اسطوره ای می خوانم
در سکوت خاک گرفته سرد هر شب
افسانه ای
رویایی می سازم
در آن مستانه چرخ می زنم شاد
صبح می شود
در خرابه پرهیاهوی هر روز
...
![]()
شطرنج بازي مي كنيم
در سكوت بازي
ميچينم حرفهايي را كه بايد بگويم
تو مات مي شوي
و من در ماتم جمله اول فرو رفته ام
![]()

مي رقصم
براي گريز از سردي رقص شعله فندك
مي رقصم
براي گريز
ازسردي لمس سنگ قبر...
سردي تنفر...
سكوت...
بيماري...
پوچي...
خيانت...
جنگ..
فقر..
...
بايد برقصم
براي گريز از انجماد..!
+ نوشته شده در ساعت 1:30  توسط فرشاد
|
